بگیرند ,خواب ,دیگران ,توان ,زندگی ,دارند ,گویی هرگز ,دوران کودکی ,گفتگویی داشتم ,خواب دیدم

 

ذکر روز يکشنبه

 

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم!

 
خدا گفت: پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
 
گفتم: اگر وقت داشته باشید.
 
خدا لبخندی زد و گفت: وقت من ابدی است.
 
چه سوالی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟
 
گفتم: چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟
 
خدا پاسخ داد.........
 
این که آنان از بودن در دوران کودکی ملول می شوند،
 
عجله دارند زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.
 
این که سلامتیشان را صرف به دست آوردن پول می کنند
 
و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی می کنند.
 
این که با نگرانی نسبت به آینده فکر می کنند و زمان حال فراموششان می شود.
 
آن چنان که دیگر نه در آینده زندگی می کنند و
 
نه در حال که گویی هرگز نخواهند مرد،
 
و آنچنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
 
خدا دست های مرا در دست گرفت و مدتی هردو ساکت ماندیم.
 
بعد پرسیدم: به عنوان خالق انسان می خواهید
 
آن ها چه درس هایی از زندگی یاد بگیرند؟
 
خدا دوباره با لبخند پاسخ داد:
 
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد
 
اما می توان محبوب دیگران شد.
 
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
 
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد
 
بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد.
 
یاد بگیرند که در چند ثانیه می توان زخمی عمیق
 
در قلب کسانی که دوستشان دارند ایجاد کنند
 
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
 
با بخشش، بخشش یاد بگیرند.
 
یاد بگیرند کسانی هستند که آن ها را عمیقا دوست دارند
 
اما بلد نیستند احساسشان را ابراز کنند یا نشان دهند.
 
یاد بگیرند که می شود دونفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.
 
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آن ها را ببخشند
 
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
 
و یاد بگیرند......((من اینجا هستم..... همیشه))
منبع اصلی مطلب : حسنیه امام حسن مجتبی علیه السلام
برچسب ها : بگیرند ,خواب ,دیگران ,توان ,زندگی ,دارند ,گویی هرگز ,دوران کودکی ,گفتگویی داشتم ,خواب دیدم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : مهارت زندگی و مشاوره : خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم!